سالی که گذشت .....
رادینم:
امسال یعنی سال 1390 شمسی با تمام اتفاقات خوبی که داشت همراه با سلامتی که مهمترین نعمت خدای مهربوونه گذشت
خدای مهربوونم:
ممنونم به خاطر وجود، و سلامتی حمیدرضای مهربوونم، وجود رادینمون که صحیح و سالم بهمون بخشیدی و امیدوارم بتونیم پسری صالح تربیت کنیم.
ممنونم به خاطر وجود، و سلامت پدر(هر دوتا بابا عباس) و مادر ( مامان زری و مامان صفیه) که تکیه گاه و نهایت مهر و محبت اند.
ممنونم بابت همه گناهانی که ازم بخشیدی و عیبهایی که پوشاندی و مهربوونیهایی که در همه شرایط و همیشه و همه جا در حقم عطا کردی.
امیدوارم سال جدید هم سالی پربار از سلامتی و شادی و تجربه های شیرین برای همه باشه.
اینم چندتا عکس از پسر عزیزمون در روزهای پایانی سال 1390

اینجا آماده شدی که بریم خرید.

اینم مدل جدید خوابیدنت که حتما باید پتو رو بکشی رو صورتت

اینجا هم ساعت 1 شبه تازه یادت افتاده بازی کنی و تا ساعت 3 من در خدمت شما هستم

اون زخم روی پیشونیت هم حاصل چنگ زدن مریم جوونه.
دیشب رفتیم خونه محمد دوست بابا جوون و دخترش که 9 ماهشه به محض اینکه من 2 ثانیه غافل شدم یه چنگ اساسی زدت و بعدش هم موهات رو کشید و شما هم کلی ترسیدی و دردت گرفت و گریه کردی.اینقدر سریع این کارو کرد که تا من عکس العمل نشون بدم کلی کار انجام داد.
الهی مامان برات بمیره.اما اشکالی نداره اونم کوچولوئه دیگههههههه


سالی که گذشت .....
